روزگار غریبی است نازنین
دست نوشته های مشکوک
- آره....
_شناي قورباغه بلدي ؟
من : نوچ..... الان حسش نيس
- كار سختي نيس....آها....همين طور پاهاتو با هم حركت بدي خيلي راحت مي توني شناي قروباغه رو ياد بگيري
من :اما دلم ميخاد رو آب دراز بكشم، خسته ام.
دو تا خانوم دارن خيلي جدي بحث مي كنن.....
** نه، ين دفعه فرق داره.زمان خاتمي همه كه نبودند...يه گروه خاص بودن...الا همه مردم معترض اند
من: بر مي گردم لبه استخر... استارت دوباره
** مردم ديگه خودشون دارن همه چي رو مي بينن....اون موقع خاتمي بيچاره نتونست كاري كنه.....
ميرم زير آب....صداشو نمي شنونم..... هم چنان ترجيح مي دم دور تر برم
فهميدم توي استخر هم نميشه دور بود....بحث هاي سياسي به همه فضا ها نفوذ كرده
فيلم بي پولي آقاي نعمت الله به بررسي پديده اي نو و كم اهميت در دنياي مسائل اجتماعي پرداخته بود. در بسياري از فيلم ها و داستان ها ، فقر و تنش هايش نمايش داده شده بود اما بي پولي هرگز به اين وضوح نمايان نبود. بي پولي گذرا و آزار بخش است اما فقر نيست و نبايد با فقر يكسان شمرده شود. بي پولي را مي توان تنش قشر متوسط دانست .
در فيلم ، بي پولي قابل كنترل بود، مي توانست با فروش اندكي از وسايل و زيورآلات ، مشكل را به طور موقت حل كند اما آنچه منزلت اجتماعي ناميده مي شود ، فرد را مجبور مي كرد كه براي تداوم منزلت اجتماعي اش كمتر هزينه دهد.
بيان فیلم طتز گونه بود و فضاهاي مختلفي را به ببينده نشان مي داد. اما تعدد فضا و شخصيت ها آزار دهنده نبود . یکی از فضاهای جالب در فیلم، دفتر فروش لوازم آرايش بود. مكاني براي گذران اوقات فراغت مرداني كه بعد از محل كار خود ، براي صحبت و گفتگو به انجا مي آمدند ؛کسانی که هویت مردانه شان به کار بیشتر و کسب در آمد بالا و به تبع آن طولانی شدن ساعات کار بود.در مجموع باید گفت مسائلي از اين قبيل كه كمتر در سال های قبل بدان توجه شده بود در اين فيلم و هم چنین فیلم درباره الی نشان داده شده است.

ما اشتباه می کنیم
که از چراغ انتظار شکستن شب داریم
شب. . . سرانجام خودش می شکند!
طبیعی است که بعد از آن همه اضطراب
حالا پناه می برم به دعا
به سادگی
به سهم همین هر چه که هست
هر چه که بود
هر چه خواهد شد.
"سید علی صالحی"